گنجینه های ادب پارسی

                                            زندگی نامه سهراب سپهری


سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران در ۱۵ مهر ماه ۱۳۰۷ در کاشان پا به عرصه حیات گذاشت.

                                        


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 18:17  توسط محمد جواد  | 

دیوان اشعار - قصائد 1.1 mb دانلود
دیوان اشعار – مثنویات ۱ 800 kb دانلود
دیوان اشعار – مثنویات ۲ 730 kb دانلود
دیوان اشعار – مثنویات ۳ 690 kb دانلود
دیوان اشعار – مثنویات ۴ 780 kb دانلود
دیوان اشعار – مثنویات ۵ 670 kb دانلود
+ نوشته شده در  شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 14:19  توسط محمد جواد  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 10:38  توسط محمد جواد  | 

رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی در بیست و پنجم اسفند ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز متولد شد و در نیمه شب شانزدهم فروردین ۱۳۲۰ دار فانی را ودا گفت.او یکی از شاعران نامدار ادب فارسی و یکی از مفاخر ارزشمند خطه آذربایجان می باشد که در زمینه شعر و ادب همچنان می درخشد و از شاعران کم نظیر در این عرصه میباشد.

                                           


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مرداد 1389ساعت 10:7  توسط محمد جواد  | 

 

ایمان بیاوریم به اغاز فصل سرد 210kB دریافت
دیوار 600KB دریافت

اسیر

500KB دریافت
اسیر(نسخه همراه) 94KB دریافت
تولدی دیگر 500KB دریافت
تولدی دیگر(نسخه همراه) 88KB دریافت
عصیان 550KB دریافت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 17:5  توسط محمد جواد  | 

 

                  
دیوان اشعارایرج میرزا 1.2MB دریافت
عارف نامه 4.34MB دریافت

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389ساعت 15:44  توسط محمد جواد  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 23:17  توسط محمد جواد  | 

      

             زندگی نامه فروغ فرخزاد



فروغ در دیماه سال ۱۳۱۳در محلۀ امیریۀ تهران پابه عرصۀ وجود نهاد. پدرش

محمد فرخزاد یک نظامی سختگیر بود ومادرش زنی ساده و خوش باور

او فرزند چهارم یک خانوادۀ نه نفری بود. چهار برادر به نامهای امیر مسعود ،

مهرداد و فریدون و دو خواهر به نامهای پوران و گلوریا پس از اتمام دوران

دبستان به دبیرستان خسروخاور رفت. در همین زمان تحت تاثیر پدرش که

علاقمند به شعر و ادبیات بود کم کم به شعر روی آورد و دیری نپائید که

خود نیز به سرودن پرداخت.

                                   

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 20:12  توسط محمد جواد  | 

 

                                  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 17:45  توسط محمد جواد  | 

شاهزاده ایرج میرزا - جلال الممالک - در سال 1253 در تبریز به دنیا آمد پدر و پدربزرگش  هر دو شاعر بودند و ایرج طبع شعری خویش را از آنها به ارث برد . وی فارسی ، عربی و فرانسوی را در تبریز آموخت و در محضر استادانی چون آقا محمد تقی عارف اصفهانی و میرزا نصر الله بهار شیروانی کسب فیض نمود  . در سن شانزده سالگی  ازدواج کرد و سه از ازدواجش نگذشته بود که پدر و همسرش را از دست داد .به دربار رفت و در سال 1303 با سمت بازرس کل امور مالیه خراسان رها کرد و به تهران آمد .

                                     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 13:9  توسط محمد جواد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 13:5  توسط محمد جواد  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم مرداد 1389ساعت 12:57  توسط محمد جواد  | 

                                   دانلود کتاب                     حجم:30MB
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مرداد 1389ساعت 19:45  توسط محمد جواد  | 

«مهدی اخوان ثالث» متخلص به «م. امید» از مفاخر کم نظیر و پر آوازه‌ی خراسان و ایران است.

او فرزند «علی اخوان ثالث» از عطاران و طبیبان سنتی خراسان است که اصالتا اهل فهرج یزد بود

، اما به خراسان کوچ کرد و با دختری به نام «مریم خراسانی» ازدواج کرد.

                             

 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 16:13  توسط محمد جواد  | 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم مرداد 1389ساعت 15:0  توسط محمد جواد  | 

            زندگی نامه ابوسعید ابوالخیر                                              

                  

شیخ ابوسعید ابوالخیر از عارفان بزرگ و مشهور اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم هجری است. ولادت او در سال 357 هجری در شهرکی به نام میهنه یا مهنه از توابع خراسان اتفاق افتاده‌است که ویرانه های این شهر در ترکمنستان امروزی قرار دارد. او سالها در مرو و سرخس فقه و حدیث آموخت تا این که به وادی عرفان روی ‌آورد. شیخ ابوسعید پس از اخذ طریقه تصوف به دیار اصلی خود (میهنه) بازگشت و هفت سال به ریاضت پرداخت و به اشاره شیخ و پیر خود به نیشابور رفت. در این سفرها بزرگان علمی و شرعی نیشابور با او به مخالفت برخاستند، اما چندی نگذشت که مخالفت به موافقت بدل شد و مخالفان وی تسلیم شدند. 


هرمان اته، خاورشناس نامی آلمانی درباره شیخ ابوسعید ابوالخیر می نویسد: «وی نه تنها استاد دیرین شعر صوفیانه به‌شمار می‌رود، بلکه صرف نظر از رودکی و معاصرانش، می‌توان او را از مبتکرین رباعی، که زاییده طبع ایرانی است، دانست. ابتکار او در این نوع شعر از دو لحاظ است: یکی آن که وی اولین شاعر است که شعر خود را منحصراً به شکل رباعی سرود. دوم آنکه رباعی را بر خلاف اسلاف خود نقشی از نو زد، که آن نقش جاودانه باقی ماند. یعی آن را کانون اشتعال آتش عرفان وحدت وجود قرار داد و این نوع شعر از آن زمان نمودار تصورات رنگین عقیده به خدا در همه چیز بوده است. اولین بار در اشعار اوست که کنایات و اشارات عارفانه به کار رفته، تشبیهاتی از عشق زمینی و جسمانی در مورد عشق الهی ذکر شده و در این معنی از ساقی بزم و شمع شعله ور سخن رفته و سالک راه خدا را عاشق حیران و جویان، می گسار، مست و پروانه دور شمع نامیده که خود را به آتش عشق می‌افکند.»


ابوسعید عاقبت در همانجا که چشم به دنیای ظاهر گشوده بود، در شب آدینه چهارم شعبان سال 440 هجری، وقت نماز خفتن جهان را بدرود گفت و روح بزرگ خود را که همه در کار تربیت مردمان می‌داشت تسلیم خدای بزرگ کرد. نوه‌ی شیخ ابوسعید ابوالخیر، محمد منور، در سال 599 کتابی به نام اسرار التوحید درباره ‌ی زندگی و احوالات شیخ نوشته است.

داستان ملاقات او با ابن سینا که در کتاب اسرار‌التوحید آمده بسیار معروف است:

«خواجه بوعلی [سینا] با شیخ در خانه شد و در خانه فراز کردند و سه شبانه روز با یکدیگر بودند و به خلوت سخن می گفتند که کس ندانست و نیز به نزدیک ایشان در نیامد مگر کسی که اجازت دادند و جز به نماز جماعت بیرون نیامدند، بعد از سه شبانه روز خواجه بوعلی برفت، شاگردان از خواجه بوعلی پرسیدند که شیخ را چگونه یافتی؟ گفت: هر چه من می‌دانم او می‌بیند، و متصوفه و مریدان شیخ چون به نزدیک شیخ درآمدند، از شیخ سؤال کردند که ای شیخ، بوعلی را چون یافتی؟ گفت: هر چه ما می‌ بینیم او می‌داند.»

چهار رباعی

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد
احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر برسر من زبان شود هر مویی
یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

از واقعه‌ای ترا خبر خواهم کرد
و آنرا به دو حرف مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک نهان خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد

گفتم: چشمم، گفت: به راهش می‌دار
گفتم: جگرم، گفت: پر آهش می‌دار
گفتم که: دلم، گفت: چه داری در دل
گفتم: غم تو، گفت: نگاهش می‌دار

دیشب که دلم ز تاب هجران می‌سوخت
اشکم همه در دیده‌ی گریان می‌سوخت
می‌سوختم آن چنان که غیر از دل تو
بر من دل کافر و مسلمان می‌سوخت


برگرفته از سايت ارواح

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم مرداد 1389ساعت 11:42  توسط محمد جواد  | 

. . .
free glitter text and family website at FamilyLobby.com